ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )

51

سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )

اهالى آلبانى با شليته‌هاى مخصوص به خودشان ، يونانيان سائل به كف ، ترك‌هاى تنبان‌پوش ، اوستىهاى وفادار به كلاه‌هاى نمدى سياهشان ، ايرانىها ، بعضى ملبس به لباس‌هاى ملىشان و آن كلاه‌هاى بلند نوك‌تيز بخارايى و بعضى ديگر نيز چون مردان شيك و آخرين مد پاريسى ، بسيار مرتب و خوشپوش ، لزگىها با لباس‌هاى چسبان چركسى ، . . . از اول صبح تا غروب آفتاب در راهروهاى تنگ و پرازدحام بازار مدام از اين سو بدان سو در حال رفت و آمدند . گاهى قافله‌يى از شتران كه از ايران كالا مىآورد ، يا ارابه‌يى مالامال از خيك‌هاى شراب كاخت يا اسب‌هايى با مشك‌هاى آب پر شده از رود كر سعى مىكنند از ميان اين امواج خروشان انسانى راهى براى خود باز كنند و آن وقت است كه تلاطم و ازدحام جمعيت به نقطه‌ى اوج مىرسد و منظره‌ى بازار و هياهو و همهمه‌ى مردم ديگر در وصف نمىگنجد . بازار تاتارها و ايرانىها در سوى ديگر رود كر قرار دارد . اين بازار از راهروهاى گنبددار بسيار عريض و بسيار بلندى تشكيل شده است . بازرگانان در انتظار مشترى در گوشه‌ى دكان روى فرشى مىنشينند و در آن حال يا قليان نارگيله‌ى ايرانى دود مىكنند و يا دانه‌هاى تسبيح كهربايى را تند تند در دست مىگردانند و صد بار اسم « الله » را آرام آرام زير لب زمزمه مىكنند . اغلب اين بازرگانان به داد و ستد منسوجات ابريشمى و فرش‌هاى وارد شده از ايران مشغول هستند و نحوه‌ى عرضه‌ى فرش‌ها به مشترى نيز ترتيب خاصى دارد : يك‌يك آنها را تا انتخاب نهايى جلو چشم خريدار روى زمين پهن مىكنند و خدا مىداند كه انتخاب فرشى از ميان آن همه فرش‌ها كه يكى از ديگرى زيباتر و نفيس‌تر است چه قدر كار دشوارى است . نزديك بازار كاروانسراى بزرگى است كه تازه بنا شده است و دو ساختمان ديگر مربوط به دو آيين به كلى متفاوت : يكى مسجد پيروان تشيع با مناره‌يى پوشيده از كاشىهاى آبى فيروزه‌يى رنگ و كمى آن طرف‌تر كليساى بزرگى به نام سيون « 1 » يا سيمئون « 2 » كه بنا به قولى در ابتداى نفوذ و رواج مسيحيت « 3 » در اين منطقه تأسيس شده

--> ( 1 ) . Sion ( 2 ) . Simeon ( 3 ) . رواج مسيحيت در آن منطقه از سال 302 ميلادى در نتيجه‌ى مساعى گرگوريس منور آغاز گرديده است و ارمنستان نخستين سرزمينى است كه در اواخر قرن چهارم ، مسيحيت دين رسمى آن به شماره آمده است . م .